سديد الدين محمد عوفى

فهرست حكايت ها 3

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

3 / چگونه مردى موسوم به باوردى كه سالها شحنهء ديوان بود و به سخت‌دلى مشهور پرده از راز خود برمىدارد و اقرار مىكند كه هرگز هيچ آفريده را نيازرده است ؟ ( راوى اين داستان سلطان رضى صاحب دستور الوزرا است ) / 404 - 407 4 / حديث معاويه از تكبر فوق‌العادهء علقمة بن وايل الحضرمى نسبت به دو / 408 - 409 5 / بىرحمى و سنگدلى احمد عبد اللّه خجستانى با كودكى كه مظفر نام داشت / 410 - 412 6 / روايت جعفر بن محمد الويزى نديم عمرو ليث از فظاظت و درشت‌خويى عمرو / 412 - 418 7 / وقتى حجاج شعرى از عبد اللّه زبير مىخواند ، عبد الرحمن اوزاعى كه وقتى منادمت عبد اللّه زبير را داشت از ياد او به گريه افتاد و به گناه آن به دست حجاج كشته شد / 418 - 421 پايان باب سيزدهم به ثناى وزير جنيدى / 423 باب چهاردهم در مذمت خساست و دنائت همت و ذكر خسيسان 424 - 457 مقدمه ؛ 426 1 / علت عزل عباس بن مأمون از مقام ولايتعهدى / 426 - 427 2 / على هشام سردار دون‌همت و خسيس مأمون حقوق تربيت اسحاق موصلى را نشناخت و به سزاى اين كفران نعمت از چشم مأمون بيفتاد / 427 - 434 3 / محروم ماندن مريد خسيس طبعى از مريدان بايزيد بسطامى از بركت دعاى درويش / 434 - 436 4 / روايت دعبل خزاعى از مردى كه بغايت دون‌همت بود و